Friday, 21 January 2011

وزارت فرهنگ کانادا: فیلم "ایرانیوم" را به نمایش بگذارید

وزارت فرهنگ کانادا: فیلم "ایرانیوم" را به نمایش بگذارید

به نوشته روزنامه کانادايی نشنال پست، دولت کانادا در یک نامه رسمی دیپلماتیک به رژیم تهران، نسبت به اقدامات تهدید آمیز این رژیم برای جلوگیری از نمایش یک فیلم در "کتابخانه و آرشیو کانادا" هشدار داده است.

روز گذشته اعلام شد عوامل رژیم تهران در کانادا تلاش کرده اند با اقدامات تهدیدآمیز خود از نمایش فیلم "ایرانیوم" که یک فیلم مستند انتقادی در رابطه با برنامه اتمی جمهوری اسلامی است، جلوگیری کنند.

نشنال پست نوشت، دولت کانادا در نامه رسمی خود به رژیم تهران اعلام کرده کانادا یک کشور آزاد است و آزادی بیان یکی از ارزشهای بنیادین در این کشور بشمار می رود که بر سر آن معامله نخواهد کرد.

همزمان وزیر فرهنگ کانادا به "کتابخانه و آرشیو کانادا" ابلاغ کرده که فیلم "ایرانیوم" را به نمایش بگذارد.

این مقام کانادايی گفت، فیلم "ایرانیوم" در کتابخانه و آرشیو کانادا به نمایش گذاشته خواهد شد. ما در مقابل فشار و تهدید، سر خم نخواهیم کرد. ما در مقابل آنهايی که می خواهند با تهدید و ارعاب، سانسور ایجاد کنند، عقب نخواهیم نشست.

به نوشته نشنال پست، وزیر فرهنگ کانادا همچنین ‌خواهان تحقیقات در مورد تهدیدهای بعمل آمده علیه این کتابخانه شده است.

از سوی دیگر وزیر مهاجرت کانادا نیز اقدامات تهدیدآمیز رژیم تهران را محکوم کرده و آن را یک عمل شنیع توصیف کرده است.

اعدام‌های‌ غافل‌گیرکننده زندانیان سیاسی در ایران


دو روز پس از تعلیق اجرای حکم اعدام حبیب‌الله لطیفی دانشجوی کرد، دو زندانی سیاسی در ایران به‌طور ناگهانی اعدام شدند. محمد مصطفایی وکیل از شروع "بازی رسانه‌ای" برای اجرای اعدام‌های غافل‌گیرکننده نام می‌برد.

چندساعت پیش از اجرای حکم علی صارمی، همسر وی در گفت‌و‌گو با دویچه وله از تماس تلفنی زندانیان داخل زندان و این‌که همسرش را از بند برای اجرای اعدام بیرون برده‌اند، خبر داد.

همسر علی صارمی به دویچه وله گفت: «بچه‌های زندانی داخل زندان به ما زنگ زدند و گفتند او را برده‌اند. گفته‌اند می‌خواهیم او را به بهداری ببریم. او را برده و نیاورده‌اند. آن‌ها رفته‌اند دنبالش تا بفهمند او را کجا برده‌اند. جواب شنیدند که اعدامی بوده است. ما نمی‌دانیم او را کجا برده‌اند، فقط می‌ترسیم که نکند یک‌موقع حکم را اجرا کنند.»

به این ترتیب خانواده آقای صارمی تنها از طریق تلفن همبندانش آنهم به صورت حدس و گمان از احتمال اعدام وی خبردار می‌شوند. مسئولان زندان اوین حتی چند ساعت قبل از اعدام علی صارمی، خبری به همسر وی نداده بودند در حالی حکم اعدامش نیز رسما ابلاغ نشده بود. خانم صارمی به دویچه‌وله گفت: «حکمش را هنوز نه به ما و نه به وکیلش ابلاغ نکرده‌اند. فقط به ما گفتند حکم او اعدام است. حکم رفته اجرای احکام و برگشته و باز حکمش تایید شده است. این‌ها را از عاشورای پارسال به این طرف گفتند. البته همسرم سال ۸۶ دستگیر شده است.»

«اعدام‌ها سیاسی هستند»

اما آیا روند اعدام‌های غافلگیرکننده یعنی اعدام‌هایی که حتی وکیل و خانواده متهم نیز از آن بی‌خبر می‌مانند، ادامه خواهد داشت؟ آیا این رفتار قانونی است؟ محمد مصطفایی، وکیل دادگستری و عضو کمیته بین‌المللی وکلای حقوق بشر که اخیرا ساکن کشور نروژ شده، اجرای حکم اعدام در مورد زندانیان در ایران را به دو دسته اعدام‌های سیاسی و غیر سیاسی تقسیم می‌کند. او می‌گوید: «این‌که خانواده‌ها و وکیل محکوم باید از اجرای حکم اعدام مطلع باشند، دقیقا در آیین‌نامه‌ی اجرای احکام قصاص و اعدام و مقرراتی که در این‌باره پیش‌بینی شده است و دستگاه قضایی و مرجع اجراءکننده‌ی حکم مکلف است که آن مقررات را اجراء کند. ازجمله مقرراتی که وجود دارد این است که محکوم باید این امکان را داشته باشد که با وکیلش ملاقات کند. مرجع قضایی مکلف است ۴۸ ساعت قبل از اجرای حکم و قبل از این که بخواهد حکم اعدام را اجراء کند، به وکیل دادگستری اعلام کند که ایشان در مراسم اجرای حکم حاضر شوند. البته در پرونده‌های سیاسی به این نحو نبوده است.»

علی صارمی، به اتهام حمایت از گروه مجاهدین خلق، ۷ دی ماه ۱۳۸۹ در ایران اعدام شد.علی صارمی، به اتهام حمایت از گروه مجاهدین خلق، ۷ دی ماه ۱۳۸۹ در ایران اعدام شد.محمد مصطفایی درباره‌ی روال اعدام زندانیان سیاسی در ایران می‌گوید: «متأسفانه در پرونده‌های سیاسی نگرش دستگاه قضایی نگرشی سیاسی است و نه نگرشی قضایی و حقوقی. اعدام‌هایی که اخیراً انجام شد، اعدام‌های سیاسی هستند. اعدام‌های اخیر قضایی و حقوقی نیستند. زیرا در اعدام‌هایی که نشأت گرفته از حقوق و از یک قضاوت عادلانه باشد، مطمئناً حق افرادی که متهم می‌شوند به جرائمی که مجازات اعدام دارند و حق محکومین به اعدام رعایت خواهد شد. حاکمیت از روش‌های غیرانسانی و غیراخلاقی استفاده می‌کند و در اعدام‌های اخیرهم شاهد این بوده‌ایم که حتی خانواده‌ی کسانی که محکوم به اعدام بوده‌اند، بازداشت شده‌اند.»

سایت‌های حقوق بشری گزارش داده‌اند که بعد از اجرای حکم اعدام علی صارمی، مسئولان زندان اوین با خانواده او که خواهان تحویل جنازه او بوده‌اند درگیر شده و چند از اعضای خانواده آقای صارمی را بازداشت کرده‌اند.

اعدام دو نفر در صبح روز سه‌شنبه هشتم دی‌ماه در زندان اوین ایران در حالی صورت گرفت که توجه فعالان حقوق بشر بر جلوگیری از اجرای حکم اعدام حبیب‌الله لطیفی دانشجوی کرد مترکز بود.

محمد مصطفایی در باره اعدام‌های چند ماه گذشته، نحوه اجرای آنها و شیوه خبررسانی درباره این اعدام‌ها می‌گوید: «من فکر می‌کنم جمهوری اسلامی ایران یک نوع بازی رسانه‌ای را شروع کرده و در حال انجام آن است. به این نحو که افکارعمومی را به آن موضوعات مهم جلب می‌کند تا بتواند اعمالی را که دوست دارد انجام دهد. مثلا در مورد شهلا جاهد دیدید که رسانه‌ها چندین روز در مورد او خبررسانی کردند و بازداشت‌ها و اخباری که نسبت به زندانیان سیاسی و اعدام‌های دیگر صورت گرفت، همه این‌ها در حاشیه قرار گرفتند. یا در مورد آقای حبیب‌اله لطیفی صرف‌نظر از این که خبر اعدام قریب‌الوقوع ایشان در روز یکشنبه صحت داشته است یا نه، باعث شد که رسانه‌ها توجه‌شان به این پرونده‌ی خاص جلب شود و از موضوعات دیگر غافل شوند. بنابراین این مهم است که رسانه‌ها در مورد همه‌ی موارد کار کنند.»

اما چرا مقامات قضایی ایران بعد از اجرای حکم اعدام خبر آن و نام کسانی که اعدام شده‌اند را منتشر می‌کنند؟ محمد مصطفایی در پاسخ به این سوال می‌گوید: « آن‌چه جمهوری اسلامی ایران بدان اذعان دارد و عقیده‌ی من نیست، این است که می‌گویند اعدام برای پیشگیری از وقوع جرم و ارعاب دیگران است و برای این که این فلسفه جایگاه پیدا کند و به وقوع بپیوندد باید همه مطلع باشند. برای اطلاع تنها مرجعی که می‌تواند کمک کند رسانه‌ها هستند. وظیفه‌ی رسانه‌ها این است که در مورد این مسائل اطلاع‌رسانی کنند و اخباری را که در مورد ایران به‌وقوع می‌پیوندد به گوش جهانیان برساند.

محمد مصطفایی، وکیل دادگستری و عضو کمیته بین‌المللی وکلای حقوق بشرمحمد مصطفایی، وکیل دادگستری و عضو کمیته بین‌المللی وکلای حقوق بشردر این زمینه مطبوعات در ایران آزاد نیستند. مطبوعات خارجی هم که آزاد هستند، اطلاعات‌شان اطلاعی‌ست که گاهاً از اخبار غیرموثق گرفته می‌شود. پس باید به همه‌اخباری که منتشر می‌کنند توجه شود. سازمان‌های بین‌المللی و دولت‌ها در زمینه‌ی حقوق بشر باید دخالت کنند. این‌که در کشوری حاکمانی مردمی را به اسارت بگیرند و هر بلایی که دوست دارند بر سر مدافعین حقوق بشر، آزادی‌خواهان بیاورند، به نظر من ساکت ماندن دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و ساکت ماندن ما کار نیست.»

اعتراض‌ به اعدام‌ها در ایران

فعالین حقوق بشر در خارج از ایران در سال‌های اخیر فعالیت گسترده‌ا‌ی علیه مجازات اعدام در ایران داشتند و تلاش‌شان این است که «اعدام» به عنوان «مجازات وحشیانه» همانند بسیاری دیگر از کشورهای جهان، از قوانین کیفری ایران حذف شود. این فعالین می‌گویند یک دلیل اینکه دولت ایران اجرای حکم دو زندانی اخیر را به موقع به خانواده و وکلای آنها اطلاع نداده، نگرانی از واکنش فعالین و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر است.

با وجود این، فعالان حقوق بشر در کشورهای به محض اطلاع از اعدام دو زندانی دست به اعتراض‌ زدند. در برلین پایتخت آلمان روز سه‌شنبه ۷ دی ماه ۱۳۸۹، تظاهراتی مقابل سفارت ایران در آلمان و در اعتراض به اعدام‌های اخیر صورت گرفت. در دیگر شهرهای اروپا نیز اعتراض‌های مشابه برای روزهای دیگر پیش‌بینی شده است.

حمید نوذری از برگزارکنندگان تظاهرات روز سه شنبه برلین درباره خواسته‌های مطرح شده در این تجمع گفت: « علت این تجمع که از دیروز سازماندهی شد و همزمان در ده شهر بزرگ اروپا صورت گرفته، اعتراض به حکم اعدام حبی‌الله لطیفی و همچنین اعتراض به دستگیری خانواده ایشان بعد از اجرا نشدن و تعویق حکم اعدام است. با اعدام‌هایی که امروز صبح خبر آن به گوش همه رسید، عملا این مصیبت جدید هم دلیلی شد برای اعتراض بیشتر به اعدام‌ها در ایران.»

اسامی بازداشت شدگان در دی ماه 89


خبرگزاری هرانا - در طی آذر ماه دست کم ۱۵۳ تن از فعالین سیاسی، مدنی و قومی و مذهبی در ایران از سوی نهاد‌ها و ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شدند، اسامی ۶۴ تن از این افراد توسط واحد آمار و نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران جمع آوری شده است.

شایان ذکر است، بیش از ۳۰۰ تن از شهروندان نیز در طی آذر ماه به صورت فله‌ای تحت عناوین مختلفی بازداشت شدند.
۱. آرش کیخسروی، عضو پان ایرانیست در تاریخ ۱۹ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۲. ابراهیم فیروزی، شهروند مسیحی در تاریخ ۲۹ دی ۸۹ و در رابط کردیم بازداشت شد.
۳. احسان آموزگار، فعال مدنی در تاریخ ۱۳ دی ۸۹ و در ارومیه بازداشت شد.
۴. احمد قائم مقامی، در تاریخ ۳۰ دی ۸۹ و در مشهد بازداشت شد.
۵. اقبال لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۶. اکبر ارسلانی، فعال مدنی در تاریخ ۱۳ دی ۸۹ و در ارومیه بازداشت شد.
۷. اکرم سنجری، در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۸. الهه لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۹. ایرج لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۱۰. بصیر الدین امینی، نوکیش مسیحی در تاریخ ۹ دی ۸۹ و در اصفهان بازداشت شد.
۱۱. بهار لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۱۲. بهرنگ محسنی، شهروند بهایی در تاریخ ۳۰ دی ۸۹ و در مشهد بازداشت شد.
۱۳. پدرام نصرالهی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۱۴. پوریا موسوی، فعال دانشجویی در تاریخ ۲۸ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۱۵. پویا صارمی، در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۱۶. جمشید لک، درویش گنابادی در تاریخ ۳۰ دی ۸۹ و در درود بازداشت شد.
۱۷. حجت کلاشی، عضو پان ایرانیست در تاریخ ۱۹ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۱۸. حجت عربی، فعال دانشجویی در تاریخ ۲۳ دی ۸۹ و در بازداشت شد.
۱۹. حسین گوهری، فعال سیاسی در تاریخ ۲۸ دی ۸۹ و در بازداشت شد.
۲۰. حمید ملک الکلانی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۲۱. حمیرا پرویزی، شهروند بهایی در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در ارومیه بازداشت شد.
۲۲. خالد حسینی، فعال کارگری در تاریخ ۱۷ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۲۳. خانم یاسی، نوکیش مسیحی در تاریخ ۹ دی ۸۹ و در اصفهان بازداشت شد.
۲۴. دلیر اسکندری، فعال دانشجویی و مدنی در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۲۵. رحیم لقمانی، شاعر کرد در تاریخ ۸ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۲۶. رضا کرمانی، عضو پان ایرانیست در تاریخ ۱۹ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۲۷. رضا خندان، همسر نسرین ستوده در تاریخ ۲۶ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۲۸. زاهد مرادیان، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۲۹. ژیان متی‌پور، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۰. ژیان ظفری، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۱. سعید ساعدی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۲. سید رحیم سیف السادات، رئیس سابق آموزش و پرورش لرستان در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در لرستان بازداشت شد.
۳۳. سیمین چایچی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۴. شاهین زینعلی، عضو پان ایرانیست در تاریخ ۱۹ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۳۵. شهین لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۶. شیوا کریمی، شهروند بهایی در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در ارومیه بازداشت شد.
۳۷. عادل محمد حسینی، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در تاریخ ۶ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۳۸. عباس لطیفی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۳۹. عثمان عبدی، شهروند کرد در تاریخ ۱۴ دی ۸۹ و در کردستان بازداشت شد.
۴۰. علی توکلی، برادر بزرگ‌تر مجید توکلی در تاریخ ۱۵ دی ۸۹ و در شیراز بازداشت شد.
۴۱. علی جباری، شاعر و فعال سیاسی در تاریخ ۳ دی ۸۹ و در اذرباییجان بازداشت شد.
۴۲. علی مقامی، داماد عمادالدین باقی در تاریخ ۶ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۴۳. عنایت صادقی‌نژاد، استاد فلسفه و منطق دانشگاه آزاد خرم آباد در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در لرستان بازداشت شد.
۴۴. فتانه نوری (قنبری)، شهروند بهایی در تاریخ ۱ دی ۸۹ و در ساری بازداشت شد.
۴۵. فخرالدین شفاعتی، نوکیش مسیحی در تاریخ ۴ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۴۶. فرزاد محمد‌زاده، مدیر کارخانه آچیلان در در تاریخ ۳۰ دی ۸۹ و در مشهد بازداشت شد.
۴۷. فرنود محمدزاده، شهروند بهایی در تاریخ ۳۰ دی ۸۹ و در مشهد بازداشت شد.
۴۸. لئونارد کشیشیان، شهروند مسیحی در تاریخ ۱۰ دی ۸۹ و در اصفهان بازداشت شد.
۴۹. محبوبه منصوری، در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۵۰. محمد حسین مظفری، فعال دانشجویی در تاریخ ۱۲ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۵۱. محمود محمودی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۵۲. مرتضی محجوبی، درویش گنابادی در تاریخ ۱۱ دی ۸۹ و در اصفهان بازداشت شد.
۵۳. مرتضی گلی‌زاده، مسئول کمیته تبلیغات ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در تاریخ ۱۶ دی ۸۹ و در اراک بازداشت شد.
۵۴. مهدی فروتن، در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۵۵. مهین تاج روحانی، شهروند بهایی در تاریخ ۱۱ دی ۸۹ و در ساری بازداشت شد.
۵۶. مهین صارمی، در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۵۷. مهین تاج روحانی، شهروند بهایی در تاریخ ۱۱ دی ۸۹ و در ساری بازداشت شد.
۵۸. ناصح نقشبندی، فعال سیاسی در تاریخ ۸ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۵۹. نبی‌الله باستان فارسانی، فعال کانون صنفی معلمان شهرکرد در تاریخ ۱۶ دی ۸۹ و در شهر کرد بازداشت شد.
۶۰. نوید مرغی، شهروند بهایی در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در ارومیه بازداشت شد.
۶۱. واحد مجیدی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۶۲. هادی منصوری، در تاریخ ۷ دی ۸۹ و در تهران بازداشت شد.
۶۳. هاشم رستمی، فعال مدنی در تاریخ ۵ دی ۸۹ و در سنندج بازداشت شد.
۶۴. یاسین قادری، شهروند کرد در تاریخ ۱۴ دی ۸۹ و در کردستان بازداشت شد.

بیش از ۷۹ اعدام در دی ماه و ۲۶۹ اعدام در ۱۰ ماه اول سال


: همزمان با گزارش منابع حقوق بشری داخلی و بین المللی مبنی بر اینکه ایران بعد از چین کماکان بالاترین آمار اجرای حکم اعدام در جهان را به خود اختصاص داده، یکی از رسانه های حقوق بشری ایرانی اعلام کرد: "طی دی ماه سال جاری - که سیاه‌ترین بخش از کارنامه اجرای حکم خشونت‌آمیز اعدام در ایران بود- در زندان‌های مختلف ایران، ۷۹ مورد اجرای حکم اعدام انجام شد که بیش‌ترین آمار اجرای حکم اعدام در ۱۰ ماه گذشته در سال ۱۳۸۹ بود."

به گزارش رهانا، در دی ماه سال ۱۳۸۹ بر اساس گزارش منابع رسمی و دولتی و دادگستری‌های استان‌ها دست کم ۷۹ زندانی در زندان‌های سراسر ایران اعدام شده‌اند. با این حساب آمار اعدام در سال جاری به رقم ۲۶۹ مورد رسیده است که از این حیث شاهد افزایش نگران کننده اجرای حکم اعدام نسبت به سال گذشته در ایران هستیم.

به گزارش رهانا،جرائم مربوط به مواد مخدر همچون ماه‌های گذشته دلیل عمده اعدام‌ها در ایران بوده است، در دی ماه ۶۸ نفر به این دلیل در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.


هچنین سه نفر به دلائل سیاسی، ۵ نفر به اتهام محاربه و یک تن نیز به جرم قتل اعدام شدند. دو نفر نیز به جرم «تجاوز به عنف» در ایران اعدام شده‌اند. حسین خضری فعال مدنی کرد، علی صارمی، فعال سیاسی و علی اکبر سیادت به جرم جاسوسی سه زندانی سیاسی اعدام شده در دی ماه هستند.


در میان استان‌های کشور، استان تهران با ۲۳ مورد اعدام بیش‌ترین استانی بوده که در آن شهروندان اعدام شده‌اند. خوزستان با ۲۰ مورد اعدام، استان قم با هشت مورد، لرستان و کرمانشاه با هفت مورد، زاهدان پنج مورد، اصفهان چهار مورد، خراسان (شمالی و جنوبی و رضوی)، مازندران و کرمان هر کدام با یک مورد در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.


در طول ۱۰ ماه گذشته استان تهران از نظر اجرای حکم اعدام با ۵۱ مورد در صدر قرار داشته و خوزستان و اصفهان با ۴۷ و ۳۷ مورد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.


در میان اعدام شدگان دی ماه جاری نام هیچ زنی به چشم نخورده و بر اساس گزارش‌های موجود هر ۷۹ نفر جملگی مرد بوده‌اند. از ابتدای سال جاری ۲۶۳ مرد و ۶ زن اعدام داشته‌اند.


از میان ۷۹ اعدام شده در دی ماه، ۱۸ نفر در ۱۰ روز اول، ۳۵ نفر در ۱۰ روز دوم و ۲۶ نفر در دهه سوم ماه دی اعدام شده‌اند، که از میان آنها یک تن در ملاء عام (میدان سعادت‌آباد تهران) اعدام و مابقی در زندان‌ها اعدام شده‌اند. در طول ۱۰ ماه گذشته دست کم ۱۶ نفر در ملاء عام در ایران اعدام شده‌اند.

رهانا همچنین موارد مربوط به اعدام ها و نقض حقوق انسانی را، به صورت پوشه های منسجم و ماهیانه در اختیار کاربران و شهروندان قرار داده است.

این منبع حقوق بشری پیرامون موارد اعدامی سال ۱۳۸۹ آورده است:

درفروردین ماه اجرای حکم اعدام ۲۶ مورد، در اردیبهشت ماه اجرای حکم اعدام ۱۸ مورد، در خردادماه اجرای حکم اعدام ۴۰ مورد، تیر ماهاجرای حکم اعدام ۱۹ مورد، مرداد ماهاجرای حکم اعدام ۲۱ مورد، شهریور ماه اجرای حکم اعدام ۱۱ مورد، مهر ماه اجرای حکم اعدام ۲۴ مورد، آبان ماه اجرای حکم اعدام ۱۲ مورد و آذر ماه اجرای حکم اعدام ۱۹ مورد بوده است.

همزمان با گزارش منابع حقوق بشری داخلی و بین المللی مبنی بر اینکه ایران بعد از چین کماکان بالاترین آمار اجرای حکم اعدام در جهان را به خود اختصاص داده، یکی از رسانه های حقوق بشری ایرانی اعلام کرد: "طی دی ماه سال جاری - که سیاه‌ترین بخش از کارنامه اجرای حکم خشونت‌آمیز اعدام در ایران بود- در زندان‌های مختلف ایران، ۷۹ مورد اجرای حکم اعدام انجام شد که بیش‌ترین آمار اجرای حکم اعدام در ۱۰ ماه گذشته در سال ۱۳۸۹ بود."

اعدام سیا سی ها در ایران ادا مه دارد و دست این حکو مت به خون حسین خضری ها الو ده است


سا زمان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان)سید عزت الله رشمه ای دبیر اول سو ئد

seyed ezatollah rashmi



    حسین خضری جاودانه شد.شهادت این جوان سربلند و آزاده کرد را به تمامی آزادگان و مبارزین راه آزادی بویژه به خانواده محترم این شهید استوار تسلیت عرض می نمائیم.
    ولی متاسفانه خبراعدام حسین خضری آنگونه که ضرورت ایجاب می کرد، رسانه ای نشد.
    آنقدر که به اصطلاح فعالان حقوق بشر، روی دوستانشان دردفاتر حقوق بشر در ژنو و سایر شهرها متمرکز شدند و اعتراض کردند و برای صدور بیانیه حمایتی به هر اقدامی دست زدند. از تعداد اعدامی های مردم کردستان و نیز زندانیان سایر شهرهای تورک نشینی چون تبریزآماردرستی به این سازمان ارائه ندادند. و برای لغو احکام زندانیان تورک آذربایجانی و نیز دررابطه با اعدام کسانی چون حسین خضری نخواستند تا زیاد وقت و انرژی از خود صرف کنند.
    این شیوه خودی، غیر خودی کردن افراد متاسفانه در بسیاری از جاها به چشم می خورد.من به نوبه خود از این شیوه انحرافی به اصطلاح حمایت از افراد دستگیرشده و زندانی اعلام انزجار می کنم.
    به نظرمن این درست نیست که فعالان روی یک فرد خاص مثل سکینه محمدی آشتیانی ،نسرین ستوده ، شیوا نظرآهاری و غیره متمرکز باشند. چرا که وقتی همه نیروها برای افراد خاصی متمرکز می شوند دیگرانی چون حسین خضری در دوزخ اهریمنی رژیم به جای او مورد شکنجه ، تجاوز، اعدام و حتی سنگسار قرار می گیرند.
    چنانکه در طی چند هفته گذشته ما شاهد سنگسار، اعدام ، شکنجه و زندانی شدن افراد گمنامی بودیم که بر عکس دیگرانی که موضوع آنها در سطح جهانی مطرح شد ،اخبار آنها بازتاب چندانی نداشت.

    لازم به توضیح است البته این مطرح شدن ها بعضا به مثابه بازی سیاسی کشورهای غربی با دیکتاتوری مذهبی در ایران محسوب می شود. مثل حکایت رسانه ای شدن سنگسار سکینه محمدی آشتیانی درزندان تبریز که در سطوح بسیار بالایی به یک موضوع جهانی تبدیل شد.
    به نظر من در اعدام حسین خضری فرزند مبارز کردستان همه ما فعالان سیاسی اعم از فعالان در عرصه حقوق بشر، ژورنالیست ها ، اعضاء احزاب و سازمان های سیاسی وغیره مقصریم.
    امیدوارم مرگ سرخ شهید حسین خضری فرزند دلیر کردستان، تلنگری باشد به همه کسانی که افراد را به شیوه انحصارگرایانه خودی و غیر خودی می کنند.
    حسین جان، مبارز بی بدیل عرصه ی پیکار با شب پرستان، راهت ادامه دارد. ما ملل تحت سلطه ی ایران به تو افتخارمی کنیم ودرامتداد راه سرخت به فردای روشن صلح، آزادی، سوسیالیسم و فدرالیسم خواهیم رسید.
    مستبدان مذهبی باید بدانند که با امنیتی کردن فضای داخل کشور ، با سرکوب و کشتار وحشیانه بهترین فرزندان مردم ایران ، مبارزات توده ای پایان نمی گیرد.
    حسین روح بی قرار و سربلند عرصه کوهساران کردستان، مطمئن باش خون پاک شما و همه شهیدان دیگر گم نمی شود. پیروزی نزدیک است. زنده باد آزادی. زنده باد سرافرازی.


Sunday, 16 January 2011

١٢ سال پس از قتل ھای زنجيره ای



‏‎اما اين خاک ھنوز تازه است!

١٢ سال پس از قتل ھای زنجيره ای

جنايت ھا در خزان سال ١٣٧٧ در پی ھم اتفاق افتاد.

پروانه و داريوش فروھر در خانه‌شان به طرز فجيعی به قتل رسيدند. آن ھا را سلاخی کردند و

کشتند . .

شنبه اول آذر ١٣٧٧ ، پروانه و داريوش فروھر در خا نه شان به طرز فجيعی به قتل رسيدند. پنج شنبۀ

بعد جسد دکتر مجيد شريف نويسنده و مترجم معاصر در پزشکی قانونی شناسائی شد. يک ھفته پس از

آن، روز پنج شنبه ١٢ آذر، محمد مختاری نويسنده و شاعر و عضو جمع مشورتی کانون نويسندگان

ايران نا پد ید شد و ١٩ آذر جسدش با خط افتادگی روی گردن و جای ضربه ھا بر پيشانی و خراش ھا

بر مچ دست پيدا شد. ھمان روز که جسد محمد مختا ری را يافتند، محمد جعفر پوينده گم شد. او را روز

١٩ آذر ربودند و روزنامه ھا خبر پيدا شدن جسدش را روز ٢٣ آذر گزارش دادند.

از آن پس، ماشين قتل ھای زنجيره ای ھمچنان به انجام جناياتش ادامه داد و فعالين سياسی و فرھنگ

ورزان ديگری را در پی ھم کشت. ابراھيم زالزاده، احمد ميرعلايی، پيروز دوانی، غفار حسينی از

جمله اين جانباخته گان بودند. پيش از اين ھا نيز سعيدی سيرجانی را به خاطر زبان گويا و سر نترسش

به شکل ديگری کشتند.

اين کشتارھای وحشيانه واکنش مردم جامعه ما را برانگيخت و اعترا ضا ت بسياری در سطح داخل و

خارج کشور برپا شد و رژيم تبهکار جمھوری اسلامی را واداشت اقرار کند که ترورھا را اعضای

وزارت اطلاعات انجام داده اند.

با اين حال، ھمين رژيم، عليرغم جنايت ھائی که به آن ھا اعتراف داشت، حتی وکلای مدافع پرونده قتل

ھای زنجيره ای را به خاطر دفاع از حق خواھی خانواده جانباخته گان، سال ھا به زندان انداخت. اينک

پس از ١٢ سال، نه تنھا ھنوز خاک گور اين جانباختگان و فرھنگ ورزان خشک نشده؛ بلکه ھمچنان

خاک گورھای تا زهای برای قربانيان ديگر کنده می شود و جامعه ما پی در پی مورد ھجوم رژيم ديوانه

سر و تبهکار و جنايت پيشه ای ا ست که تا ريخ کمتر نظير آن را ديده است.

امروزه پس از خيزش عظيم مردم ايران برای مقابله با اين موج وحشت و بيداد ، دايره سرکوب و

جلوگيری از آزادی بيان به حدی رسيده است که جمھوری اسلامی ھم چنان در قبال وکلای حقوق

بشری که به دفاع از موکلين خود می پردازند آغاز به دور تا زه و وسيعی از دستگيری ھا کرده و در

حال حاضر وکلائی چون سارا باغبان، مريم کرباسی، کيان ارثی، و نسرين ستوده در بازداشت

نيروھای امنيتی و در زندانھای مخوف رژيم به سر می برند و وکلای ديگری چون محمد اوليا ئی فر،

خليل بھراميان، محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی در انتظار محاکمه ھستند و محمد سيف زاده نيز

در بيدادگاه رژيم به ٩ سال زندان محکوم شده است.

ھم اکنون زندان ھای حکومت اسلامی ايران، مملو از فعالين سياسی، روزنامه‌نگار ، وبلاگ نويس،

فعال عرصه ھای دانش جويی، کا رگری، زنان و ھم چنين اقليت ھای ملی و مذھبی است.

با گرامی داشت خاطره اين جانباخته گان، در دفاع از آزادی انديشه و

بيان، در دفاع از حق مردم ايران برای يک زندگی انسانی و در دفاع از وکلای زندانی شده، ھم چنين

برای آزادی ھمه زندانيان سياسی و لغو ھرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و سنگسار و شلاق،

صدای اعتراض مردم ايران را به گوش مردم آزاده خواه جھان می‌رسانیم و از ھمه نيروھای آزادیخواه می

خواھیم که در افشای جنايتھای رژيم جمھور اسلامی و به عقب نشينی وادار کردن اين حکومت، مردم

ايران را برای رسيدن به يک زندگی انسانی و فارغ از ھرگونه ستم يا ری کنند.

ساز مان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان)شاخه سوئد

ارین میر ذلفقاری از سو ئد

Wednesday, 5 January 2011

با کمال تاسف و اندوهی جانگداز درگذشت شاهپور علیرضا پهلوی را به آگاهی هم میهنانمان می رسانیم


چهاردهم دی ماه ۱۳۸۹

با کمال تاسف و اندوهی جانگداز درگذشت شاهپور علیرضا پهلوی را به آگاهی هم میهنانمان می رسانیم.

شادروان، همچون میلیون ها جوان ایرانی، از آنچه که به ناروا بر میهن عزیزش می گذشت سخت آزرده و غمگین بود، و نیز هیچگاه خاطرۀ دردناک مرگ پدر و خواهر عزیزش او را رها نکرد.

بسیار کوشید که به گونه ای بر این بحران درونی فائق آید، دریغا که موفق نشد، تا اینکه سرانجام در صبحگاه چهاردهم دی ماه ۱۳۸۹ (چهارم ژانویۀ ۲۰۱۱) در منزل مسکونی خود در شهر بوستون آمریکا به زندگی خود خاتمه داد و همۀ خانواده و دوستدارانش را در غمی عمیق فرو برد.

باری دیگر با همۀ مادران، پدران و وابستگان داغدار قربانیان این دوران تاریک میهن همدرد شده ایم.

رضا پهلوی، فرح پهلوی، فرحنازپهلوی، یاسمین پهلوی، نورپهلوی، ایمان پهلوی و فرح پهلوی